Would you marry me?
برچسب: نویسنده: نگار سامانی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:06
عروس من آیا باید ، سال ها بگذرد تا آشنای من و قلب من باشی یا با همان یک شب با همان یک عکس با همان یک نگاه با همان یک کتاب مبدل شدی به آشناترین فرد با تپش های با لرزه ی بی ترس قلب عاشق من??
برچسب: نویسنده: نگار سامانی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:06
شاید این همه دوری این همه عطش برای شنیدن صدایش غیر منطقی باشد اما در چنین شرایطی من غیر منطقی ترین آدم کره ی زمینم.
چند ثانیه برام کافیه که آروم بشم.
کوتاه ترین چند ثانیه ی عمرم خواهد بود میدونم اما بش نیاز دارم.
برچسب: نویسنده: نگار سامانی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 7:02
هستی و نیستی
نیستی و هستی
اصن ولش کن میگذرونم یه جورایی...
الان تنها دلخوشیم پاییزه...صدای برگای خشک...بارون...و یه فکر که همش توو ذهنمه
#انبار_فکر
شک نکن که بت شک ندارم فقط یه حس نا آشناییه ...انگار کورم کرم لالم ...نمیدونم چمه...فک نمیکردم رمان دوران نوجوانی این همه درگیرم کنه یه روز...
#چشم_هایش
برچسب: بی عنوان,بی عنوان همزاد,بی عنوان از همزاد,بی عنوان دختر بندری,وبلاگ بی عنوان,عنوان بي تك,عنوان بي تك المعادي,عنوان بي تك بالاسكندريه,عنوان بي تك عباس العقاد,عنوان بي تك حلوان, نویسنده: نگار سامانی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 23:08
موندم که حالا که خود فصل زرده اون کجاست بم گفت بنویس میخونم اگه واقعا اینطوره چرا هیچ پیامی نمیرسونه کفترای خوش ذوق آسمون گرفته.درگیرم بیشتر از همه با کفترایی که دیگه عین قبل خبر نمیرسونن...حتما کفترا مشکل دارن دوس دارم اینجوری فک کنم حداقل
برچسب: درگیری,درگیری با اشرار,درگیری مسلحانه,درگیری در اشنویه,درگیری, با,درگیری با پلیس,درگیری, با اشرار,درگیری خیابانی,درگیری, با حزب دمکرات,درگیری با قمه, نویسنده: نگار سامانی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 3:54